تبليغاتX
مجنون حســـین بــن عــلی

به گرد کعبه میگردی پریشان 

 که وی خود را در آنجا کرده پنهان

اگر در کعبه می گردد نمایان 

 پس بگرد تا بگردین ، بگرد تا بگردیم

در اینجا باده می نوشی

در آنجا خرقه می پوشی

چرا بیهوده می کوشی

در اینجا مردم آزاری

در آنجا از گناه عاری 

 نمی دانم چه پنداری

در اینجا همدم همسایه ات در رنج و بیماری  

تو آنجا در پی یاری

چه پنداری کجا وی از تو می خواهد چنین کاری

به دنبال چه می گردی که حیرانی

 خرد گم کرده ای شاید

نمی دانی...


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در شنبه سیزدهم بهمن 1386

لينك مطلب


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در یکشنبه هفتم بهمن 1386

لينك مطلب

 

 

دلم هواتو كرده . منو ببر به كربلا حسين

ياد چشاتو كرده . منو بخر تورو خدا حسين

اگه تورو نبينم دق ميكنم . من میمیرم حسین

وقتي دارم ميميرم سراغتو هي ميگيرم

غسل بكنيد تنم رو با اشك ديده ها و گریه هاش

كفن كنيد تنم رو با پیرهن سياه روضه هاش

جنازم رو بياريد بگيد فقط به زير لب حسين

وقتي كه زنده بودم به لب ميگفتم روز و شب حسين

تو حجله مردن من زنجیر و سنج و یه علم بیارید

کنار قران خدا نوار روضه ی حسین بذارید

بروی سنگ قبر من حک بکنید یه عمر دل سپرده

بگید به اشنا ها گفته به لب یه یا حسین و مرده

رو قبر من بریزید تربت کربلا . کمی گل یاس

حک بکنید رو قبرم . جون داده تاسوعا برای عباس

 

 

 


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در شنبه ششم بهمن 1386

لينك مطلب

 
 
آنان كه عاشورا را روز دهم محرم می انگارند با غروب آفتاب عاشورایشان پایان می‏پذیرد. صبحدم روز یازدهم محرم سال 61 هجری نیز هنگامی كه خورشید شرمگین از كرده كوفیان بار دیگر بر سرزمین كربلا تابید، عاشورا برای بسیاری تمام شد و هر كس راه خود را پیش گرفت كه ماموریت شهید كردن حقیقت و سر بریدن عدالت دیگر پایان یافته بود. فرماندهان سپاه كوفه كه فرمان حكمرانی بر ولایت دنیوی را به شرط زیر پا گذاشتن ولایت حسین بن علی(ع) در جیب داشتند، بیدرنگ عزم مقصد كردند. لشكریان پیاده هم با غنیمتهایی كه از كاروان آلا... به دست آورده بودند راهی كوفه شدند.

اما برخی كه هنوز خندق عفن آلود طمع آنها پر نشده بود، در آرزوی دریافت پاداشی افزونتر همراه كاروان مطهر شهدا و پابه پای زنان و فرزندان اهل بیت(ع) كه نه ... تازیانه بر دست و سواره، راهی شام شدند تا دستمزد خوشخدمتی به دستگاه اموی را دریافت كنند. خوش‏خدمتی به فرزند معاویه آن هم با كشتن حسین(ع) فرزند حضرت رسول(ص).

برای آنان نیز عاشورا تمام شده بود. صبحدم روز یازدهم محرم خشك مذهبان دنیاپرست، آنهایی كه حسین بن علی(ع)  اهل «ادهان» و مسامحه با حاكمیت برای حفظ امنیت نامیدشان، نذر خود را ادا كردند و به شكرانه خوابیدن فتنه حسین و حفظ حكومت یزید! دهها مسجد در كوفه ساختند.

اصحاب «لامعك و لاعلیك» و دینداران فارغ از تكلیف كه سرتاسر زمان واقعه بر فراز ارتفاعات مشرف به كربلا دستمالها را بر دیده نهاده بودند و های های میگریستند كه خدایا حسین را یاری كن اولین دسته های عزاداری را به راه انداختند و مویه كنان به سوی خانه هایشان روانه شدند كه عاشورا برای آنان نیز تمام شده بود.

تنها دستهای اندك از میان سپاهیان پس از آن كه كشتند و سوختند و بردند، یكباره به خود آمدند و دانستند كه كار زشتی كرده اند. نخست خود را سرزنش كردند كه آه! چه كردیم و چه بدكاری كردیم! سید جوانان اهل بهشت را برای خشنودی مردی تبهكار به دست خود به خاك و خون كشیدیم. خود ما او را خواندیم. او خیرخواه ما بود، اما نه تنها او را یاری نكردیم، بلكه او و پیروانش را پیش پای حكومت دمشق قربانی كردیم!

پس پشیمانی جای خشم را گرفت و سرافكنده راهی دیارشان كرد. هر چند برای آنان نیز دیگر دیر شده بود چرا كه عاشورای آنان نیز پایان یافته بود. كوفه اما زمانی به هشیاری كامل رسید و طعم زشتی كار خود را چشید كه كاروان بازماندگان عاشورا وارد كوفه شدند. از اهالی كوفه آنهایی كه بیش از بیست سال عمر داشتند زینب(س) را در روزهای خلافت امیرمومنان(ع) در این شهر دیده بودند، پس حرمت او را در دیدگان علی(ع) و حشمت او را نزد اهلبیت(ع) به یاد آوردند. چنین شد كه وقتی كاروان اهلبیت(ع) را چون اسیران كافر به این شهر آوردند، كوی و برزن پر از شیون و زاری گشت و به یكباره فریاد و فغان از هر گوشه برخاست.

اما دیگر دیر شده بود.  چنانكه حضرت زینب (س) خطاب به آنان گفت: «هرگز دیده هایتان از اشك تهی مباد! هرگز ناله هایتان از سینه بریده نگردد! شما به سان آن زن میمانید كه آنچه داشت می رشت و یكباره رشته های خود را پاره می كرد. شما گیاه سبز و تر و تازهای را مانید كه بر لجن روئیده اید. آری به خدا گریه كنید! كه سزاوار گریستنید. چه ننگی بدتر از كشتن پسر پیامبر و سید جوانان بهشت. تعجب میكنید كه از آسمان قطره های خون بر زمین میچكد، اما بدانید كه خواری عذاب رستاخیز سختتر خواهد بود.  اگر خدا هم اكنون شما را به گناهی كه كردید نمی گیرد، آسوده نباشید. خدا كیفر گناه را فوری نمیدهد، اما خون مظلومان را هم بی كیفر نمیگذارد.»

این سخنان با چنین عبارت شیوا كه از دلی سوخته برمی آمد و از دریایی مواج از ایمان خدا  نیرو میگرفت، همه را دگرگون كرد و آه از نهاد شنوندگان برآمد. اما دریغ و درد كه برای آنان عاشورا روز دهم محرم سال 61 هجری قمری بود كه با غروب آفتاب پایان یافت.اما برای یاران عاشورایی امام چه؟ آیا عاشورا تنها برگی از صفحات پایان یافته تاریخ است؟ آیا عاشورا با غروب آفتاب روز دهم پایان یافت؟ آیا قیام حسین (ع) نیز در كربلا شهید شد؟ اگر اینگونه است چرا آنهایی كه عاشورا را تنها روزی از روزها می انگارند هنوز نتوانسته اند خون حسین بن علی(ع) و اصحابش را شست و شو كنند؟  چرا محبت حسین(ع) هر روز زنده تر از روز پیشین در قلب آزادی خواهان جهان می جوشد و چرا عاشورا هر روز انقلابی تازه پدید میآورد. چرا كربلا هنوز قبله كسانی است كه مرگ باعزت را بر زندگی باذلت ترجیح میدهند و چرا نهضت حسین(ع) در همیشه تاریخ جاری است؟ این شعله جانبخش محبت حسین(ع) در دل عدالتخواهان و این مایه الهام بخش انقلابهای عدالت محوران از چهرو خاموش و كم سو نمیشود؟

فرمود: «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا» عاشورا روزی است كه غروب نخواهد كرد. چرا كه مبارزه حق و باطل هنوز به پایان نرسیده و جبهه درگیری خیر و شر در همه زمانها و مكانها پیوسته و مداوم است. با این تعبیر آنهایی كه عاشورا را روز دهم محرم سال 61 هجری می دانند، ره به خطا برده اند كه تقابل حسینیان و یزیدیان تا ظهور امام منتقم(عج) ادامه خواهد داشت.  امامی كه نخستین كلامش یاد سیدالشهدا(ع) و اولین شعارش فریاد خونخواهی حسین(ع) است، هنگامی كه در بین ركن و مقام كعبه برای مردم خطبه خواهد خواند.

فردای عاشورا روز یازدهم محرم نیست كه عاشورا برای حسینیان غروب نكرده است. فردای عاشورا روزی است كه در پاسخ به ندای «این طالب بدم المقتول بكربلا» صدایی میفرماید: «انا المهدی المنتقم» كه حسین(ع) فرمود: نهمین فرزند من قائم به حق است. خداوند به وسیله او زمین را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاكمیت خواهد بخشید.  او حق را برخلاف میل مشركان و دشمنان احقاق خواهد كرد.» «عظما... اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاكم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی علیهم السلام.» بزرگ نماید خدا اجرهای ما را به مصیبت ما بر حسین علیه السلام و قرار دهد ما و شما را از خون‏خواهان او با ولیّش امام مهدی از آل محمد علیهم السلام
.
 
 

نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در پنجشنبه چهارم بهمن 1386

لينك مطلب

 

غم کربلات ربوده صبر و تابم

لا اقل بزار کربلا بیاد تو خوابم

عشق کربلات . گنبد طلات زندگی برام نذاشته

شه سر جدا . از ازل خدا . عشقت رو تو دلم گذاشته

اگه دیدن حرمت روزیم نمیشه

دل من گرو بمونه پیش تو همیشه

به نگات قسم بی تو بی کسم همه کاره ی قیامت

دست رو سینمه . عشقت دینمه . میدم از راه دور سلامت

تو قرار این دل دیوونه منی (حسین) 

 اعتبار این دل دیوونه منی(حسین)

افتخار این دل دیوونه منی (حسین)

 


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در پنجشنبه چهارم بهمن 1386

لينك مطلب

عظمت قيام، اوج فداكاري و ويژگي‌هاي ديگر امام حسين(ع) و يارانش، سبب شده كه نويسندگان و انديشمندان بزرگ جهان، در بارة اين نهضت و حماسه‌آفرينان عاشورا اظهار نظرهاي بسياري داشته، حتي برخي از نويسندگان غيرمسلمان دربارة اين واقعه كتاب بنويسند. اكنون به برخي از اين ديدگاه‌ها اشاره مي‌كنيم.
  • آنطون بارا (انديشمند مسيحي)
اگر حسين از آنِ ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي‌افراشتيم و در هر روستايي، براي او منبري برپا مي‌كرديم و مردم را با نام حسين به مسيحيّت فرا مي‌خوانديم.
  • تاملاس توندون (رئيس سابق كنگرة ملّي هندوستان)
اين فداكاري‌هاي عالي از قبيل شهادت امام حسين(ع)، سطح فكر آدمي را ارتقاء بخشيده، و شايسته است خاطرة آن هميشه باقي بماند و يادآوري شود.

  • فردريك جِمس
درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا، اصول ابدي عدالت و ترحم و محبّت وجود دارد كه تغيير‌ناپذيرند و همچنين مي‌رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري كند، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

  •    بنت الشاطي (نويسندة معروف مصري)
زينب، خواهر حسين‌بن علي، لذّت پيروزي را در كام ابن زياد و بني‌اميّه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت. در همة حوادث سياسي پس از عاشورا همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويّان و برپايي حكومت عباسيّان و ريشه دواندن مذهب تشيّع، زينب ـ قهرمان كربلا ـ نقش برانگيزاننده داشت.
 
  • عباس محمود عقّاد (نويسنده و اديب مصري)
جنبش حسين، يكي از بي‌نظيرترين جنبش‌هاي تاريخي است كه تاكنون در زمينة دعوت‌هاي ديني يا نهضت‌هاي سياسي پايدار گشته است... دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي، دوام نياورد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.

  •   چارلز ديكنز (نويسندة معروف انگليسي)
اگر منظور حسين، جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي‌كند كه او فقط به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد.

  • محمد علي جناح (رهبر بزرگ پاكستان)

هيچ نمونه‌اي از شجاعت بهتر از اين كه حسين از لحاظ فداكاري و شهامت نشان داد، در عالم پيدا نمي‌شود. به عقيدة من، تمام مسلمانان بايد از اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قرباني كرد، پيروي كنند.
مهاتما گاندي (رهبر بزرگ هندوستان)من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه كافي به صفحات كربلا كرده‌ام بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايد از امام حسين پيروي كند.

  • توماس ماساريك:

اگر چه كشيشان ما هم از ذكر مصايب حضرت مسيح، مردم را متأثّر مي‌سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين يافت مي‌شود، در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب، اين باشد كه مصايب مسيح در برابر مصايب حسين، پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.

 

 

برگرفته ار وبلاگ بسیار زیبای http://arezoo1348.blogfa.com/


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در پنجشنبه چهارم بهمن 1386

لينك مطلب

مشک با ماه بنی هاشم چنین می گوید :

ای علمدار از غم این تشنگی لبانم غرق در آتش است ،بگذار تا روی آب را ببوسم.

های های گریی آب آنقدر بلند است که به گوش شمریان نیز میرسد،آب از شرم عباس(ع)

سر به زیر دارد ،عباس(ع) استوارتر از کوه،راست قامت تر از سرو،آرام دست به زیر زلفان آب می برد.

از تشنگی جانش چو خورشید سوزان است، در دستانش چهره عطشان علی اصغر(ع) جای می گیرد، زلف آب را رها می کند،

آب دوباره شرمگین بر جای خویش باز می گردد، مشک ، روی آب را می بوسد و با او هم ناله می شود،

چشمانش از جنبش چشمان آب ، تر می شود .

آتش درونش رو به خاموشی است. عباس (ع) مشک در دست در میدان می تازد ، تیری به سویش روانه میشود،

کاش می توانست جان سپارد ! تیر بر پیکر حیدر ثانی بوسه ای زد،لحظه ای میگذرد !

کمتر از چشم بر هم زدنی!

و ناگاه دست ماه کربلا ،جدا از تن افتاده بر زمین به حال مشک میگرید،باز هم تیر ها و تیر ها

از شرم سرخ سرخ ، اما گریزی نیست.

تیری،امید های مشک را به یغما می برد، حال دیگر از دست او هم کاری ساخته نیست، زینب (س) می نگرد ،

لباس سرخ شهادت بر قامت چو سروش چه زیباست!

نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در پنجشنبه چهارم بهمن 1386

لينك مطلب


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در چهارشنبه سوم بهمن 1386

لينك مطلب


امام (ع) پرده از روي آن درد رنج‌آوري كه روح مقدسش را شديداً مي‌آزرد و همان باعث نهضتش شد، برداشت و فرمود: «الا ترون انّ الحقّ لا يعملُ بهِ و آنّ الباطل لايُتناهي عنه؛ آيا نمي‌بينيد كه به حق عمل و از باطل خودداري نمي‌شود؟!»
«لِيرغب المؤمن في لِقاءالله مُحقاً؛ بايد در چنين وضعي انسان مؤمن آرزومند مرگ و حقاً دوستدار شهادت و لقاء خدا باشد».
فانّي لا اري الموتَ الا سعادةً و لاالحياةَ مع الظالمين الا برَما؛ من (كه در اين وضع اسفناك) مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز ملال و افسردگي نمي‌بينم».
اينجا لازم است توجه به اين نكته داشته باشيم كه آيا اين گفتار امام، مولاي عزيزمان حسين (ع) تنها مربوط به مردم زمانش بوده و درد رنج‌آور روحي خود را فقط براي آنها بيان كرده و از آنها خواسته كه تكان بخودرند و در مقام عمل به حق و خودداري از باطل برآيند؟ يا پيامي براي ما نيز هست و گويي هم‌اكنون مقابل ما ايستاده و با روحي افسرده و ملول مي‌گويد: شما اي مدعيان محبت من، اگر راست مي‌گوييد و به راستي دوستدار من هستيد؛ درد دلم را بشناسيد و به داد دلم برسيد.
«الا ترون انّ الحقّ لايعملُ به و انّ الباطل لا‌يتناهي عنه؛ آيا نمي‌بينيد كه به حق عمل و از باطل خودداري نمي‌شود ؟»
درد دل من همين است. آيا شما خودتان چگونه‌ايد و با حق و باطل چگونه عمل مي‌كنيد؟ نكند در عين حال كه براي من بر سر و سينه خود مي‌زنيد، در تمام شؤون زندگي خود حق را زير پا و باطل را روي سر بنشانيد و حدود حلال و حرام خدا را رعايت ننماييد؟ به راستي كه ما بايد شديداً مراقب رفتار و گفتار خود باشيم و دست كم حسناتمان را تبديل به سيئات نكنيم! ما موظفيم همين عزاداري امام حسين (ع) را كه عبادت بسيار بزرگ ماست، آلوده به گناه نكنيم. بدانيم كه هر عبادتي آفتي دارد كه آن را بي‌اثر مي‌كند. نماز، روزه و حج آفت دارند و اگر با ريا انجام بشود؛ نه تنها باطل و بي‌اثر؛ بلكه عنوان شرك و معصيت نيز به خود مي‌گيرند. همين سينه‌زني‌ها و تشكيل مجلس دادن‌ها و منبر رفتن‌ها، آفات بسياري دارند. اگر رعايت حدود نكنيم از آثار معنوي آنها بي‌بهره خواهيم بود و در روز جزا علاوه بر آتش حسرت و ندامت؛ در آتش قهر خدا خواهيم سوخت؛ كه خدا فرموده است: «وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ؛ (5) آنها را از روز حسرت – روز رستاخيز عظيم قيامت – كه همه چيز پايان گرفته – و ديگر راه جبران و بازگشتن نيست – بترسان كه عمر خود را در دنيا به غفلت سپري كرده و ايمان به حقيقت نياورده‌اند»
بزرگوارني كه در مسير ارشاد و هدايت مردم شغل مقدس سخنراني ديني يا مداحي اهل بيت (ع) را دارند، چه بسا سزاوار است كه عظمت كار خود را بشناسند و از آفات اين عبادت بزرگ آگاه و سخت مراقب باشند كه به حريم مقدس اهل بيت (ع) اسائه ادب و هتك حرمتي نشود. (6)
پانوشت‌ها:
1. روزنامه جمهوري اسلامي، سه شنبه 15 دي 1383، شماره 7388، سال بيست و ششم.
2. «ويلك يا عمربن سعد انسيت شرايع الاسلام، الا تقف عن الحرب حتي نصلي و تصلّون و نعود الي الحرب»، موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص 444.
3. مستدرك الوسائل، ج 11، ص364.
4. اصول كافي، ج 6، ص400.
5. سوره مريم، آيه 39.
6. صفير هدايت، شماره 26، صص 17-16 (از فرمايشات حضرت آيت‌الله ضياء آبادي).


نوشته شده توسط امیرحسین فلاح پور در چهارشنبه سوم بهمن 1386

لينك مطلب


درباره وبلاگ

نماد عشق است .. برای عشق است .. این حسین بن علی خدای عشق است
((صلی الله علی الباکین علی الحسین ع ))
موضوعات
لینکدونی
جستجو


نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati